تبليغاتX
نفس کز تنگنای سینه... -

درود بر تو!

دیرگاهیست که با این بیت روانشاد رازق فانی خودم را تسکین میدهم:

دل کس به کس نسوزد به محیط ما به حدی

که غزال چوچه اش را به پلنگ میفروشد

و این هم شعر تازه یی برای تو:

زنده گی گنگ ترین حل معما شده است

چه فریبی ست که بر دوش دل ما شده است

زنده گی ابر سیاهی ست خروشنده و تند

غضب آلوده دچار من تنها شده است

زنده گی فلم تراژیدی غمهای من است

چند روزیست کزین پرده تماشا شده است

زنده گی غمکدهء دوری تنهایی توست

زنده گی درد تو تنهایی تو آ شده است

زنده گی جنگل جانسوختهء جان من است

گل انجیر من بی سر و بی پا شده است

 

نوشته شده توسط حسین آرش در ساعت 12:8 | لینک  |