تبليغاتX
نفس کز تنگنای سینه...

چاپ «تاريخ ادبيات بلخ» تحولي عظيم در حوزة ادبيات كشور

 

در اين اواخر كتاب بسا ارزشمندي زير نام «تاريخ ادبيات بلخ» به تأليف شاعر، نويسنده، روزنامه نگار و دانشمند شناخته شدة كشور، جناب استاد صالح محمد خليق، در 11 فصل و 669 صفحه و قطع و صحافت زيبا و پشتي زركوب از سوي انجمن نويسنده گان بلخ در دو هزار جلد به چاپ رسيد اما تمام برتري هاي اين كتاب در جنبه هاي آرايشي آن خلاصه نميشوند بلكه بزرگترين برتري آن، شيوة پرداخت استاد خليق به اين اثر تحقيقي است كه با دقت فراوان و ديد وسيع و واقع بين، سرگذشت ادبيات بلخ را از سپيده دمان تاريخ تا امروز به تصوير كشانيده است.

اين كتاب مهم ضمن اين كه يك اثر تحقيقي جامع است و خواندن آن براي همه ضروري، زنده گي نامه هاي شاعران، پژوهشگران، داستاننويسان و خلاصه تمامي ادباي سرزمين بلخ را نيز در بر دارد كه خواننده ميتواند از اين طريق به هويت فرهنگي و ادبي بلخ و نقش اين حوزه در باروري و پرورش ادبيات فارسي دري در افغانستان و حتا در جهان پي ببرد.

جناب استاد لطف نمودند و زنده گي نامه و يك نمونه از سروده هايم را نيز در فصل آخر اين اثر عالي گنجانيده است كه از اين لطف ايشان تشكري ميكنم و اين شعر را كه در همان كتاب چاپ شده است تقديم ايشان ميكنم:

تفرقه

« مرغک پرشکسته ام، دست نوازشت چه شد؟»

ازهمه جا گسسته ام، دست نوازشت چه شد ؟

طعنۀ دشنه دارخود بردل ریش من مزن

سنگ به دل نبسته ام، دست نوازشت چه شد ؟

شب به نگه نشسته ام، آبی چشمهات را

ای سحرخجسته ام، دست نوازشت چه شد ؟

بازفگـنده یاد تو تفـرقه در سرا سرم

باز چه دسته دسته ام، دست نوازشت چه شد ؟

هیچ  نیامدی وغم آمده درسراغ  من

چشم به درنشسته ام، دست نوازشت چه شد ؟

 

 

نوشته شده توسط حسین آرش در ساعت 10:28 | لینک  | 

 

ای دوست! گشته ام به خدا سنگسار غم

سنگی بزن به شیشۀ این روزگارغم

 

سنگی بزن که باز دلم زخم خورده است

زخمی که کرده است دلم را دچار غم

 

این هم چه عاد تیست که من" کیف" میکنم

غم باده میدهد ،شده ام میگسار غم

 

 اینجا کسی به داد دل ِ مانمی رسد

اینجا کشیده است کسی انتظارغم

 

گفتم بیا که بازبه خویش اعتنا کنیم

گفتی که غنچه ها همه گشتند خارغم

نوشته شده توسط حسین آرش در ساعت 16:17 | لینک  |